مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
شاعر : مرضیه عاطفی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل
همسرش با مهربانیهایِ او سازش نداشت لحظهای حتی میان خانه آرامش نداشت
بُرده بود ارث از پدر یک رأفتِ دلخواه را حیفِ آن قلبی که ایمن بود و آلایش نداشت
در جـوانـی پـیـر شد آقا جـواد إبن رضا زجرها میدید و دیگر طاقتِ رنجش نداشت
جودِ مطلق شد گرفـتارِ خساستزاده که بُخل و کینه داشت اما دستِ پُر بخشش نداشت
شد برایش قـاتـلِ جـانی شـریکِ زنـدگی آن شریکِ زندگی که ذرّهای ارزش نداشت
ذاتِ امّالفضل با خورشید در جنجال بود عینِ ظلمت بود و چشم دیدنِ تابش نداشت
سرفهها میشد نفسگیر از گلویش تا جگر سوخت آری هیچ زهری اینقدَر سوزش نداشت
بر زمین افتاد و خاکِ حجره دستش را گرفت چشمهایش خیره ماند و قدرتِ چرخش نداشت
هیچ روزی در بلایا مثل عاشورا که نیست هیچ روزی مثل عاشورا خدا سنجش نداشت
در قساوت! در جدال و قتل؛ آن هم قتلِ صبر هیچکس مانندِ شمرِ بیحیا کوشش نداشت
پیکری شد غرقِ در خونِ قـفا در قتلگاه پیکریکه طاقتِ ده مرکبِ سرکش نداشت
مانْد عریان؛ روی خاکِ غربت و با گریه رفت خواهری که جز خدا از هیچکس خواهش نداشت!
|